• دلم تنهـــــا بـــود ... تــو از اینجــا شــروع شـــــدی ...

  • دلم تنهـــــا بـــود ... تــو از اینجــا شــروع شـــــدی ...

  • دلم تنهـــــا بـــود ... تــو از اینجــا شــروع شـــــدی ...

  • دلم تنهـــــا بـــود ... تــو از اینجــا شــروع شـــــدی ...

  • دلم تنهـــــا بـــود ... تــو از اینجــا شــروع شـــــدی ...

  • دلم تنهـــــا بـــود ... تــو از اینجــا شــروع شـــــدی ...

قلب منی که هیچ وقت نخواستیشو به یاد بیار

suicid

این او بود که هوس ها میزد به سرش ...

بوسه میخواست ...


آغوش ...

و خوابی تنگاتنگ با نفس هایی داغ ...

من سعی کردم قانعش کنم

تنهایی گاهی تقدیری چند ساله میشود

باید سوخت و ساخت ...

اما او جوری رویا می بافت

که مرا هم به عمقِ تار و پودِ تقلای خواستن گره میزد ...

شب ها را نمی شود هیچ جوره راضی کرد

خودت برایش توضیح بده چرا نیستی ... آغوشت کجاست ... و بوسه هایت را بر گلوی که مُهر می کنی ... ؟
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات